تبليغاتX
گروه کوه نوردی پردیس صفه اصفهان

دوشنبه هفتم فروردین 1391

سال نو مبارک

هیات مدیره پردیس صفه سالی خوب و با شادی و شادکامی برای همگان آرزومند است .

 سالی دیگر با همه اتفاقات خوب و بد گذشت خوب به خاطر موفقیتهای همنوردان و عدم وقوع حادثه ای ناگوار و یا پیوستن افراد جدیدی که باعث مباهات است و هر کدام دارای کسوت و مقامی در رشته های مختلف ورزشی یا شغلهایی که در آن موفق و بگونه ای برای اهداف گروه نیز مفید هستند و بد به خاطر اتفاقاتی که دل هر شنونده ای خصوصا اهل کوه و کوهنوردی را به درد آورد که آخرین آن مرگ پنج تن از عزیزان و کوهنوردان کاشانی بود که همین جا این مصیبت را به خانواده های داغدار و همه کوهنوردان که در حقیقت یک خانواده هستند تسلیت میگوییم  .

 ای کاش این اخبار تکان دهنده درسی باشد برای ما که غرور بی جایی نداشته باشیم و جان همنوردانمان را حتی اگر موفق به صعود نشدیم به خطر نیندازیم . هدف ما ورزش است البته با همه هیجانها و تفریحات سالم و لا غیر . اگر کسی خدایی نا کرده هدف دیگری داشته باشد در این گروه هیچ جایی ندارد و بعد از چند سفر خود به این موضوع پی برده و جدا می شود در سال جدید شرکت در هر گونه برنامه ای خارج شهر مستلزم داشتن کارت بیمه ورزشی و گواهی صحت سلامت از پزشکی ورزشی است و برای برنامه های فنی و سنگین نیز شرایطی وجود دارد که سرپرستان برنامه در زمان مقرر توضیح می دهند دوستانی که جدیدا به گروه پیوسته اند می بایست برای برنامه هایی از قبیل دنا و علم کوه یا دماوند اجبارا در کلاسها و تمریناتی که مسئول گروه تعیین میکند شرکت کنند و مجددا تاکید میشود هر کسی در برنامه های این گروه شرکت مینماید می بایست طبق اساسنامه گروه مطیع گروه باشد و چنانچه جز این باشد میبایست از شرکت در برنامه های گروه منصرف شود انشاا... امسال نیز مانند سالهای گذشته بدون هیچ حادثه ای طی شود ولی با این تقاوت که به اندوخته های علمی ما افزوده شود .  

هیات مدیره گروه کوه نوردی پردیس صفه     

نوشته شده توسط سیامک استکی در 17:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهارم فروردین 1391

برنامه سه ماهه اول( بهار ) 1391

تاریخ عنوان برنامه سرپرست برنامه تعداد روزها محل برنامه
91/1/4 میعاد در بهار سهراب فاتحی  9133182846 1 کوه صفه
91/1/11 پیاده روی حاشیه
زاینده رود
خانم پهلوان 9134016325 1 پل شهرستان به
باغ پرندگان
91/1/18 شاه کوه (دره نی) سعید ترابی 9372015131 1 اصفهان
91/1/25 صفه آموزش سنگ نوردی (فرود) رضا استکی 9133280813 1 کوه صفه اصفهان
91/2/1 آبشار پونه زار خانم نیاورانی 9132196352 1 فریدونشهر
91/2/8 قله کرگز خانم پهلوان 9134016325 1 کامو
91/2/15 لاله های واژگون حمید زرکوب 9131117337 1 سرداب فریدونشهر
91/2/22 کلار قله چیرو سعید ترابی9372015131    1 بروجن
91/2/29 شهر زیرزمینی نوش آباد
و آبشار نیاسر
مهندس طاهر زاده
و(خانم پهلوان9134016325)
1 کاشان
91/3/5 قله شنلی رضا استکی 9133280813 1 دهکده ورق
91/3/12 قلعه رودخان و آبشار لاتون حمید زرکوب 9131117337 3 شمال
91/3/19 قله انالوجه رضا استکی 9133280813 1 داران
91/3/26 قله توچال سعید ترابی 9372015131 3 تهران
نوشته شده توسط سیامک استکی در 9:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم آذر 1390

عوض شدن سایت

قابل توجه دوستاران و همنوردان

سایت پردیس صفه هم اکنون بصورت آزمایشی با آدرس

http://pardisesofe.com/

راه اندازی شده و در دست ساخت است لطفا ملاحظه کرده و اشکالات و نواقص و همچنین پیشنهادات خود را برای ما بفرستید تا مانند همیشه از توصیه های شما بهره مند گردیم .

هیات مدیره گروه کوهنوردی پردیس صفه 

نوشته شده توسط سیامک استکی در 12:33 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم مهر 1390

گزارش صعود به بام ایران جبهه جنوبی دماوند

افراد شرکت کننده : ۱۸ نفر که ۴ نفر خانم بودند 

سر قدم در تمامی مراحل صعود : سرهنگ محسن منظری

ساعت تقریبا ۱۰ شب سه شنبه ۱۱/۵ با یک دستگاه مینی بوس هیوندای به طرف تهران حرکت کردیم مقصد گوسفند سرای احسانی بود که درساعت ۷ صبح چهار شنبه به این محل رسیدیم تا ساعت ۱۰ صبح منتظر بردن کوله پشتی هایمان به بارگاه سوم شدیم و خودمان نیز بطرف بارگاه سوم حرکت کردیم ساعت تقریبا ۳ به بارگاه سوم در ارتفاع ۲۲۰۰ متر که جی پی اس گروه نشان داد رسیدیم و متوجه ناراحتی چند تن از دوستان شدیم که سرپرست برنامه گروه را به استراحت و سپس هم هوایی تا ارتفاع تقریبا ۵۰۰۰ متری ترغیب کرد ولی بیشتر همنوردان بعلت ارتفاع زدگی در این هم هوایی شرکت نکردند که با تمهیداتی که امدادگر گروه انجام داد مشکلشان رفع شد و تا ساعت۳ صبح پنجشنبه همگی استراحت کردند با بیدار باش و آماده شدن برای حمله به قله اماده شدند ساعت تقریبا ۴ صبح حرکت به سمت قله شروع شد سرپرست گروه ۲ نفر از همنوردان را از همراهی گروه منع کرد و نفر سوم نیز به علت مشکل ارتفاع زدگی به دو نفر قبلی پیوست در ارتفاع ۵۰۰۰ متری روبروی ابشار یخی هوا روشن شد و تعداد کمی از کوهنوردانی که موفق به صعود نشده بودند در حال برگشت دیده می شدند به ارتفاع ۵۴۰۰ متری و تپه گوگردی که رسیدیم متوجه  علت انصراف کوهنوردان قبلی شدیم سرپرست گروه دو نفر را برای بررسی وضعیت ابرهای گوگردی  و سمت باد فرستاد که با کمک این دو نفر بارها مجبور به تغییر مسیر شدیم که در بالای دره یخار متاسفانه مسیر باد ناگهان عوض شد و همگی در ابر گوگرد غرق شدیم ولی با داشتن اکسیژن انفرادی که سرپرست اجباری کرده بود از این مهلکه نجات یافتیم و در ساعت ۱۲ ظهر به کمک خداوند متعال به قله ۵۶۷۱ متری دماوند رسیدیم صحبتهای سرهنگ منظری و اشک شوق بعضی از همنوردان نیرویی وصف نشدنی به همه داد  با دیدن تیمهایی از ایتالیا و روسیه همچنین لهستان که مانند ما موفق به صعود شده بودند در خود احساس غرور کردیم  سپس عکس گرفتیم مقداری نان و پنیر ته بندی کردیم و بطرف بارگاه سوم برگشتیم در بین راه سه نفر باز مانده از صعود به قله که تا ارتفاع ۵۴۰۰ متری بالا آمده بودند نیز به ما پیوستند و در ساعت ۷ بعد از ظهر پنجشنبه به پناهگاه بارگاه سوم رسیدیم ولی بعلت خستگی چند تن از همنوردان فرود به روز بعد موکول شد در روز جمعه ساعت ۱۲ ظهر به گوسفند سرا رسیدیم و به طرف اصفهان حرکت کردیم ولی در جاجرود مینی بوس به علت نقص فنی از حرکت باز ماند و چند ساعت همگی را معطل کرد . گروه در کنار رودخانه جاجرود اطراق کرد و سرپرست پس از اطمینان از تعمیر نشدن مینی بوس  وسیله نقلیه دیگری تهیه کرده و مجددا به راهمان ادامه دادیم و با اینکه این وسیله نقلیه هم در راه پنچر شد ولی عاقبت در ساعت ۶ صبح روز شنبه به اصفهان رسیدیم . صعود به قله دماوند باعث تغییر افکار یک کوهنورد می شود بطوریکه دیگر هیچوقت صعود های مختلف را به قله های دیگر ایران زمین سخت و دشوار نمی پندارد و یک نکته نیز در ذهن ما حک می شود اینکه بالا رفتن و صعود به هر قیمتی درست نیست صعودی ارزش دارد که با رضایت کلیه شرکت کنندگان همراه باشد و هیچگونه خطری متوجه همنوردان نگردد یا به قولی دیر رسیدن بهتر از هر گز نرسیدن است .این افتخار را به همنوردان و سرپرستان گروه پردیس صفه تبریک میگوییم .

 

موفق باشید            .   هیات مدیره گروه کوهنوردی پردیس صفه

نوشته شده توسط سیامک استکی در 18:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم مرداد 1390

مرگ یک اسطوره

با خبر شدیم اسطوره زنان کوهنورد و یکی از بهترینهای این رشته که همیشه تلاشهای او باعث سر بلندی کوهنوردان بود در پاکستان هنگام فرود از قله گاشربروم ۲ بر اثر سقوط جان به جان آفرین تقدیم کرد . این ضایعه باعث غم و اندوه همه کوهنوردان و دوستاران مرحومه شده است خداوند به خانواده وی صبر عطا کند.   روحش شاد  

گروه کوهنوردی پردیس صفه  درگذشت لیلا اسفندیاری این اسطوره و قهرمان بزرگ کوهنوردی را به خانواده و همه دوستدارانش و همچنین جامعه ی کوهنوردی و عموم هموطنان ایرانی تسلیت می­گوید

نوشته شده توسط سیامک استکی در 8:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390

گزارش یرنامه صعود به سبلان

سرپرست برنامه : منصور باسره

تعداد افراد شرکت کننده گروه : ۱۰ نفر

میانگین سنی گروه : ۵۲ سال 

ساعت ۳ بعد از ظهر پنجشنبه ۲۳/۴/۹۰ با اتوبوس همراه یکی از گروه های کوهنوردی به سمت اردبیل حرکت کردیم حدود ۲۰ ساعتی طول کشید تا بعد از گذشتن از اردبیل و لاهرود به شابیل رسیدیم و با لندرور به پناهگاه سبلان رفتیم ارتفاع با جی پی اس ۳۶۴۵ متراست . طی هماهنگی های سرپرست برنامه اطاق ۱۰ نفره ای رزرو شده بود یکی دو ساعت استراحت کردیم ساعت ۶ بعد از ظهر روز جمعه جهت هم هوایی به ارتفاع ۴۰۱۱ متری صعود کردیم که تا ساعت ۹  طول کشید بعد از استراحت و خواب و تحمل سر و صدای دیگر همنوردان گروه های مختلف که به نظر من بیش از ۵۰۰ نفر بودند ساعت ۴ صبح بیدار باش سپس صبحانه مختصر و در ساعت حدودا ۵ صبح به قله حمله کردیم جمعیت زیادی در حال صعود بودند که تا ارتفاع ۴۵۰۰ متری تعداد قلیلی از صعود منصرف شدند ساعت ۳۰/۹ دقیقه گروه بر بلندای قله سبلان پرچم زد جی پی اس ارتفاع ۴۷۶۷ متر را کنار دریاچه ثبت کرد . پس از فرود در ساعت ۴ بعد از ظهر به شابیل رسیده و به گروه همراه ملحق شدیم ساعت ۶ سوار بر اتوبوس بطرف اصفهان حرکت کردیم .       

نوشته شده توسط سیامک استکی در 19:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم تیر 1390

گزارش صعود به قله 4450متری قاش مستان دنا

در تاریخ 9 و 10 تیر ماه 90 

سرپرست برنامه:سیامک استکی

تعداد شرکت کننده: 13 نفر

نفرات صعود کننده به قله: 9 نفر

کوهنوردی و پیمایش یخچال ( برف چال ) های رشته کوه های دنا برای صعود به قله قاش مستان ( بیژن 3 ) مرتفع ترین قله رشته کوه های دنا به ارتفاع حدود 4450 متر 
حرکت از اصفهان ساعت 6 و سی دقیقه صبح با مینی بوس در معیت گروه فنی پردیس صفه اصفهان 
مسیر اصفهان - شهرضا - سمیرم - روستای خفر حدود 4 ساعت 
حرکت از داخل روستای زیبای خفر و سپس از گذرگاه طولانی مابین باغات سیب به سمت جان پناه . طول مسیر حدود 3 ساعت .... در طول مسیر جویبار حاصل از ذوب یخچال ها به زیبایی در دره کنار گذر جریان داشت و جا بجا از زیر یخچال های کوچکی عبور می کرد 
شب در اطراف جان پناه نسبتا کوچک ( و بدون نگهبان یا سروس بهداشتی مرتب ) اطراق کردیم . در فاصله کمی در مسیر بالای جان پناه ، رود و جویبار و آبشار های کوچک بسیار زیبایی ازذوب یخچال ها وجود داشت که زیبایی آن در نوع خود منحصر به فرد است . 
آب حاصل از ذوب یخچال ها ، کاملا شفاف نیست ولی عموما بوسیله دوستان و اهالی روستای خفر مورد استفاده شرب است . ظاهرا زمین ها در بعضی قسمت ها حاوی گچ است که شاید شفاف نبودن آب ، قسمتی هم به خاطر آن باشد .ولی باغات سیب ناحیه بسیار آباد و زمین ها بطور طبیعی حاصلخیز است .
شب بسیار خوب و هوای مطبوعی را در این فصل طی کردیم.
ساعت 6 صبح حرکت به سمت قله قاش مستان ( نام دیگر آن : بیژن 3 )
چند کیلومتر از طی مسیر از روی یخچال های دره های دنا صورت گرفت . خوشبختانه در این فصل سطح یخچال مقداری نرم و دارای خلل و فرج شده بودکه خطر لغزندگی و سقوط را کاهش می دادولی بهر حال داشتن کرامپون ، صعود را راحت ترو ایمن تر می کرد .
طول مدت صعود از جان پناه : 7 ساعت 
طول مدت برگشت به جان پناه: حدود سه ساعت و نیم 
گروه های دماوند ( اصفهان ) ، هیات کوه نوردی یاسوج و گچساران ، دوستانی از براز جان ، ممسنی ، شاهین شهر ، گروه اسپادنا اهواز نیز برای صعود به قاش مستان یا دیگر قله های نزدیک دنا در این منطقه حضور داشتند .
رشته کوه های دنا ظاهرا دارای بیش از چهل و هفت قله بالای 4000 متر است ( قلل بیزن 1 ، بیژن 2 ، بیژن 3 ، حوض دال ، مورگل ، قبله ، و ..... ) و یخچال های آن ازطویل ترین یخچال های طیعی در ایران می باشد. 
با حدود 15 ساعت کوه نوردی و پیاده روی ( در روز دوم ) و عبور از یخچال و برف چال ، روز بسیار لذت بخشی را سپری کردیم ( خستگی و سنگینی لذت بخش مسیر ) ..... هر نقطه از طبیعت ایران ، ویژگی ها و زیبایی های منحصر به فرد خودش را دارد . 

نویسنده گزارش: هادی انصاری

نوشته شده توسط سیامک استکی در 17:23 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم خرداد 1390

گزارش برنامه قمصر کاشان و ابشار نیاسر

سرپرست برنامه: خانم پهلوان

ساعت حرکت: 6 بامداد مورخ 23/2/1390

مدت برنامه گردشگری: ۱ روز

تعداد نفرات شرکت کننده: ۳۷ نفر

نوع وسیله نقلیه: اتوبوس

اتوبوس با کمی تاخیر همگی را از دو نقطه اصفهان سوار کرده و از طریق جاده امام خمینی و سپس اتوبان کاشان براه افتاد . متاسفانه با اینکه اتوبوسی نسبتا لوکس و مدل بالاتر از ایران پیما بود ولی در واقع با انها فرق چندانی نمی کرد و تا ساعت ۱۰ صبح سفر به قمصر طول کشید . البته در شهر نطنز در پارک زیبایی جهت صرف صبحانه توقف یک ساعته داشتیم و سپس به طرف کاشان براه افتادیم و از انجا به طرف قمصر طی طریق کردیم . در شهر گل و طراوت و زیبایی جز شلوغی و ترافیک چیزی ندیدیم و با اینکه ۳ ساعت برای خرید و بازدید از این شهر فرصت داشتیم در خیابانی که یک مسجد قدیمی مانند کعبه وجود داشت بجزچند باغ چیز زیادی نتوانستیم ببینیم و هنگام بازگشت به اتوبوس پی بردیم پنچر شده و یک ساعت بیشتر فرصت خرید دوباره داریم که چند نفر از دوستان دوباره مشغول خرید گلاب و گل شدند و سپس ناهار را در باغی زیبا صرف کردیم . از انجا دوباره به شهر کاشان رفتیم و ساعت تقریبا ۴ به آبشار نیاسر رسیدیم . در نیاسر اجازه وارد شدن به اتوبوسها داده نشد به همین جهت پای پیاده به راه افتاده و ۲۰ دقیقه ای در کوچه های نیاسر و راه سر بالایی بطرف آبشار رفتیم . اب زیادی از ارتفاع تقریبا ۳۰ متری بر روی حوضچه کوچکی می ریخت و سپس با پشت سر گذاشتن چند خانه مسکونی در دشت نیاسر روان میشد . با گرفتن عکس و فیلم توسط دوستان به طرف بالا دست آبشار حرکت کردیم و با طی کردن تقریبی ۸۰ پله به پارک تفریحی زیبایی در بالا دست آبشار رسیدیم که مغازه های زیادی انرا احاطه کرده بود و در انتهای ان استخر نسبتا بزرگی قرار داشت که با انداختن چند قایق پایی بچه گانه موجبات شادی انها را فراهم کرده بودند . با دور زدن این پارک به ایستگاه اتوبوسی می رسیم که مردم را به طرف پایین دست ابشار و محل استقرار اتوبوسهایشان جابجا می کرد . به علت ذیق وقت موفق به دیدن بقیه ابنیه این محل نشدیم و با اتوبوس پایین امده و سوار اتوبوس خودمان شدیم و بطرف اصفهان حرکت کردیم و یک روز پر خاطره دیگر را پشت سر گذاشتیم و ساعت ۱۰ شب به اصفهان رسیدیم .    

  

نوشته شده توسط سیامک استکی در 0:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390

گزارش برنامه دشتک و بازفت

سرپرست برنامه: آقای سلیمانی

ساعت و محل حرکت از اصفهان: 7 بامداد مورخ 16/2/1390 میدان دروازه شیراز مقابل ورزشگاه

مدت برنامه گردشگری: 2 روز 16و17/2/1390

تعداد نفرات: 21 نفر

نوع وسیله نقلیه: مینی بوس هیوندا

 

حدودا ساعت 7 صبح بود، دوستان همه در محل قرار حاضر بودند. اندکی طول کشید تا وسیله نقلیه از راه رسید، همگی سوار شدیم و حرکت نمودیم، همه دوستان شاد و سرحال بودند، زیرا قرار بود منطقه دیگر از کشور عزیزمان ایران را بازدید و گردشگری نمائیم. مقصد (بازفت) چهار محال و بختیاری بود، شاید در میان افراد حاضر در اتوبوس بودند افرادی که قبلا این منطقه را دیده و از زیباییهای آن بهرمند و حظ کامل و وافر برده بودند، اما اکثر دوستان برای اولین بار بود که به این منطقه زیبا عازم بودند، از جمله خود بنده. شور و حال زاید الوصفی بر فضای مینی بوس مستولی بود، دوستان با هم صحبت می کردند، جناب عسکری ابیاتی را ایراد می فرمودند و ما مستمع بودیم و همگی لذت می بردیم. طولی نکشید که به گردنه رخ رسیدیم و از آن عبور نمودیم. ساعت حدود 30/9 دقیقه بود، جهت صرف صبحانه در محل پارک فرخشهر(سرچشمه) توقف نموده و پیاده شدیم. محیط بسیار زیبا و آرامی بود. هموطنان بومی منطقه هم در پارک حضور داشتند وما نیز در جوار آنها سفره صبحانه را گسترده  مشغول صرف صبحانه شدیم. هموطنان مقیم فرخشهر اطلاعاتی در مورد پارک و قنات(کاریز چشمه) که در آن حول و حوش بود، در اختیار ما قرار دادند، منجمله اینکه قنات حاضر در آنجا قدمت طولانی داشته و دارای آب بسیار می باشد و در این مورد افسانه هایی نیز داشتند. دوستان صبحانه را صرف نموده و ساعت حدود 30/10  بطرف شهرکرد حرکت نمودیم،  بعد از آبادی کاج و گذر از تنگه (درکش ورکش) به چشمه سرد آب رستم آباد رسیدیم، از جاده خاکی منشعب از راه اصلی به طرف این چشمه سرازیر شدیم. هموطنان بومی منطقه و آبادی های نزدیک آنجا حضور داشتند و ما را به طرف چشمه راهنمایی کردند. بسیار مهربان و آرام بودند و خوشحال از دیدن ما. مینی بوس را پارک نموده و همگی به صورت گروهی به طرف چشمه حرکت نمودیم. از حق نباید گذشت، خداوند این منطقه را در کمال زیبایی و طراوت آفریده، آب چشمه با جوش و خروش و سروصدای بسیاری به طرف دره پایین جاری بود، نعمت فراوانیِ آب و زیبایی طبیعت را باید در این منطقه دید و لذت برد. دوستان مشغول عکس برداری و فیلم برداری از این چشمه و مسیر حرکت آن و زیبایی های حواشی آن بودند، تا اینکه به مظهر چشمه، محلی که آب از دل سنگهای کوه با نعره و خروش بسیار به بیرون جهیدن میکرد رسیدیم. هموطنان محلی در اطراف چشمه اطراق نموده و مشغول چای خوردن و بعضی ها هم قلیان کشیدن بودند، بعضی مشغول پخت غذا بودند. بسیار مهربان و مهمان نواز بودند. بعضی از دوستان مشغول صحبت با آنها شده و اطلاعاتی در مورد منطقه و نقاط دیدنی آن کسب نمودند. نکته قابل ذکر اینکه آب این چشمه بسیار گوارا و خوش طعم است، لذا بطریهایمان را از آب پر نموده و به طرف پایین محل پارک مینی بوس راه افتادیم. ساعت حدود 40/12 دقیقه بود. محل چشمه سرد آب و رستم آباد را پشت سر گذاشتیم، همه نگاه ها معطوف به اطراف بود،کوهها، دره ها، قله ها، و رودهایی که از میان دره ها جاری بودند و بعضاً آبشارهایی که گاهاً چشمک زنان از مقابل دیده محو میشدند،  قله ها هنوز مملو از برف بود و ارتفاع بالای 3800 متر را به رخ بیننده می کشید و برای طبیعت گردان و کوهنوردان معماهایی را مطرح می نمودند، مثلا وقتی قله ای ظاهر می شد در مخیله نقشه صعود بر قله تداعی می گردید، که چگونه از فلان یال و یا از فلان دره یا دیواره بهتر می شود بر فراز ان صعود کرد، اما اینها همه خیالات بود؛ زیرا هنوز ابرها ابرو در هم کشیده و بر دامنه و قلل این کوهها جولان می دادند. ساعت حدود 35/1 از روستای امام زاده شاه البرز گذشتیم و جهت صرف ناهار از جاده اصلی به طرف چشمه مولی(مولا) حرکت نمودیم. به علت خرابی جاده مقداری از راه را تا سرچشمه مولی پیاده طی نمودیم، چشمه مولی مشرف به روستای امام زاده شاه البرز می باشد. چشمه ای در مجاور کوه با آبی بسیار سرد و گورا و در مقابل آن طبیعتی بکر و زیبا با هاله ای از مه. آنجا هموطنان محلی اکثراً سفره خود را گسترده و مشغول صرف ناهار بودند، از مشاهده همنوردان با کوله هایشان لبخندی از سر محبت بر گوشه لب داشتند. بعد از صرف ناهار راه افتادیم و روستای آلیکوه را پشت سر گذاشته  وارد منطقه و روستای دشتک شدیم. مینی بوس جهت سوختگیری وارد پمپ بنزین دشتک گردید. همان طور که از نام این منطقه مشخص است دشت وسعت بیشتری پیدا کرده و مقداری نواحی کوهستانی حاشیه رود از هم فاصله گرفته اند. قله دشتک که بلندترین قله منطقه  می باشد، هنوز پر از برف بود، بلافاصله بعد از سوختگیری راه افتادیم و بعد از حدود چهل و پنج دقیقه به روستای صمصامی رسیده و از آن گذر کردیم، همگی محو تماشای مناظر و زیبایی های اطراف و حواشی بودند و حتی یک نظر هم نباید از این همه زیبایی غفلت میکردیم. مبادا نقطه ای از همه زیبایی و طراوت را جا گذاشته و نمی دیدیم. همه جا سبز و خرم، همه جا آب جاری، زمین مثل مخمل سبز، قله ها سفید پوش، دامنه ها سبز و خرم، هوا معطر و گاهی اوقات نم نم باران، گله گوسفندان، بزها و بزغاله ها، مناظر زیست محیطی، عشایر، سیاه چادر ها، همه و همه ما را مجذوب نموده بودند.دوستان اظهار کردند در صورت موافقت، بیشتر منطقه بازفت را ببینند. قبلا برنامه به این صورت  تنظیم گردیده بود که یک روز را در منطقه بازفت به گردش و سیاحت بپردازیم و شب هنگام به دشتک برگشته و در محلی که قبلا انتخاب گردیده بود شب مانی کرده و صبح زود جهت درنوردیدن کوه دشتک اقدام نماییم. بعد از گفتگوی مختصری با همنوردان مسجل گردید که اکثرا مایل هستند منطقه بازفت را بیشتر مورد مطالعه و گردشگری قرار دهند و شب را نیز در همین منطقه شب مانی نموده و هنگام صبح به طرف اصفهان برگردیم ، لذا تصمیم به ادامه مسیر گرفته شد و راه خود را به عمق منطقه بازفت ادامه دادیم. ساعت حدود 30/4 دقیقه بعد از ظهر بود که از جاده بالای بلندی مشرف به دره، چشمه دزراران خودنمایی کرد، بسیار منظره زیبا و به یادماندنی برای همه ما بود و در مقابل همین محل گردنه چری که اطراف آن منجمله قله کوه(ملی ۳۹۰۴ متر) پوشیده از برف بود، ضمن اینکه از ذوب برفهای موجود از هر طرف جویبارها و نهرهایی بطرف پایین دست جاری بود. در بعضی از این مکانها هموطنان وسایل نقلیه خود را پارک نموده و به اتفاق خانواده گرد آمده و وسایل چایی و میوه شان براه بود. به بلای گردنه چری رسیدیم، جایی که مشرف به عمق دره بازفت بود پیاده شدیم ، هوا بسیار سرد بود و باد وزان، کمی در آنجا هواخوری کرده و سوار شدیم. ساعت 45/6 دقیقه بعد از ظهر روستای چمن گلی را پشت سر گذاشتیم و ساعت 15/7 دقیقه روستا و منطقه گرآب را عبور کرده و ساعت 10/8 دقیقه وارد حوزه استحفاظی راههای استان خوزستان گردیدیم. در این جا رویش گیاهان به سطح دامنه ها کمی کمتر گردیده و جو تغییر نموده و هوا گرمتر گردید، از منطقه گردشگری چاه سوزه عبور نموده و از گردنه چفت و لفت رو به طرف پایین (چلو) راهی شدیم. هوا کاملا تاریک شده بود، مقصد تالاب شیمبال بود که بیشترین گردشگر را از ناحیه خوزستان دارد. به منطقه چلو رسیدیم، در حاشیه جاده چند منزل مسکونی وجود داشت. جهت گرفتن آدرس و اطلاعاتی از محل از مینی بوس پیاده شدیم. ساکنین منازل اظهار داشتند  تالاب شیمبال به خاطر هوای گرم پشه داشته و جای مناسبی برای شب مانی نمی باشد، ضمنا به ما پیشنهاد کردند که در همان جا در منازل مسکونی آنها شب را استراحت نموده   صبح راهی تالاب شیمبال شده  آنجا را ببینیم، ولی دوستان موافق نبوده و تصمیم بر آن شد که گردنه چفت و لفت را طی کرده و به محل گردشگری چاه سوزه برگردیم و در آلاچیقهای همان جا شب مانی نماییم، لذا مسیر را دور زده و رو به طرف بالا حرکت نمودیم. ساعت حدود 30/11در گردشگری چاه سوزه بودیم. وسیله را پارک نموده و همنوردان با هماهنگی و نظم خاصی محل هایی را جهت شب مانی انتخاب و وسایلمان را به آن محل ها انتقال دادیم. . بعد از مدتی در تاریکی شب اقدام به زدن چادر نمودیم . کار گروهی بود، بعضی دوستان چادر نداشتند و بعضی کیسه خواب، که با درایت مسئولین بخصوص جناب استکی کلیه این موارد مدیریت شده و همه اسکان پذیرفتند. در محل چند خانواده دیگر در اطرافمان اطراق نموده  اتش روشن کرده و دور آتش حلقه زده و هر کس بساط شام خود را گسترده و مشغول شدند. بعد از صرف شام خواب به سراغمان آمده و راهی چادرها گردیدیم. سگها در اطراف و در میان تاریکی پارس میکردند و این خود مزیتی بود جهت دور نمودن جانوران وحشی یا وجود آنها در اطراف. گروه تمام اقدامات ایمنی جهت شب مانی را در آن محل رعایت نموده بود. لذا خیلی طول نکشید که صحبت در داخل چادرها رو به خاموشی گذاشت و فقط صدای چند نفری که دور آتش حلقه زده بودند یا گاهی عبور اتومبیلی از میان جاده و پارس سگها سکوت شب را می شکست. مسیر طولانی را دوستان طی نموده و خسته بودند خیلی زود هم به خواب رفتیم. ساعت حدود 4 صبح ، با صدای قطره های باران که به چادر اصابت می کرد از خواب بیدار شدیم. خیلی سریع خواستیم اقدام به جمع و جور کردن سایل کرده و راه بیافتیم، ولی بعدا شدت بارش باران کمتر شده و این کار را به آرامی انجام دادیم  مجددا آتش روشن نمودیم و بساط چای و صبحانه را رو به راه نمودیم. ما شب به آن محل رسیده بودیم با سپری شدن شب زیبایی های آن منطقه هویدا شد ، واقعا منطقه زیبایی بود. در حین صرف صبحانه هموطنان بومی با تعداد زیادی الاغ که از وسط جاده طی مسیر می کردند ظاهر شدند. الاغ ها همه خورجین هایی را حمل می کردند که داخل هر طرف آنها دو تا سه راس بز و بزغاله شیری بود که گاهی اوقات از داخل خورجین ها به بیرون سرک می کشیدند. چنین مناظری را در طی مسیر زیاد مشاهده نمودیم. ساعت حدود 10/8 دقیقه بامداد مورخه 17/2/90 از محل گردشگری چاه سوزه حرکت نمودیم. مناطقی را که در شب طی طریق نموده بودیم اینک در روز روشن می دیدیم. منطقه بازفت را باید بهشت نامید منطقه بازفت بسیار وسیع بوده و دارای آبادیها و راههای بسیار است و با  یک روز و دو روز گردشگری نمیشود آنرا توصیف کرد. در طول مسیر برگشت به طرف اصفهان همه در تداعی و طرح برنامه ای دیگر جهت بازدید مجدد از این منطقه زیبا را در ذهن می پروراندند؛ با آمادگی بیشتر و اوقات بیشتر، تا بلکه بتوانند زیبایی های بازفت را هر چه بیشتر ببینند و از آن لذت ببرند و یا دوستان و آشنایان خود را  به این مکان زیبا دعوت کنند. در طول مسیر برگشت، خیلی جاها کنار رودخانه ها، چشمه ها و مناظر زیبا به پیشنهاد سرپرست برنامه جناب سلیمانی که خود زادبوم (دشتک)  این منطقه است ، پیاده شده و حظ کافی و وافر از دیدن آنها بردیم. ساعت حدود 30/6  بعدازظهر روز 17/2/90 به اصفهان رسیده در دروازه شیراز پیاده شدیم . در اینجا جا دارد از همنوردان عزیزی که ما را در این برنامه یاری رساندند منجمله آقای منصور باسره و جناب سیامک استکی که مسئولیت مستقیم گروه به عهده ایشان بود و در این برنامه متحمل زحمات زیادی گردیدند و همچنین جناب آقای حمید زرکوب و جناب آقای سلیمانی سرپرست برنامه تشکر و قدردانی نموده . به امید دیدار در برنامه های بعدی.

گزارشگر: سرهنگ منظری

تایپ: مهدی زرکوب      

نوشته شده توسط سیامک استکی در 0:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390

گزارش برنامه دشت لاله های واژگون دهاقان وقله شنلی

سرپرست برنامه:اقای منصور باسره

تعداد شرکت کننده:75 نفر

      جمعه 9/2/90 ساعت 5/5 در محل دروازه تهران تعداد 40 نفر از بچه ها جمع شدند و35 نفر هم که دروازه شیراز سوار اتوبوس دیگر شده بودند روبروی ترمینال صفه به ما پیوستند وبه سمت شهرضا حرکت کردیم.ساعت 8 صبح در پارک ورودی شهرضا صبحانه را صرف کرده و به سمت دهاقان حرکت کردیم وبعداز دهاقان در جاده ای به سمت چپ پیچیده وتا نزدیکی دشت لاله های واژگون دهاقان با اتوبوس رفتیم.ساعت 45/9 از اتوبوس پیاده شده وبهمراه وسایل شخصی در دره پیش رفتیم تا به جویباری رسیدیم که از اب شدن برفها درست شده بود ودر کنارش دشت لاله ها بود انجا اطراق کرده وپس از صحبتهای جناب سرهنگ منظری تعداد نصف بچه ها به سمت قله شنلی حرکت کردیم در راه گلهای وحشی مثل لاله های واژگون ولاله های آتشین و... خود نمایی می کرد وهوای بهاری وبوی عطر ریاحین انسان را مست میکرد. کوه های سبز اطراف ودشتهای از انها سبزتر ودره های پر از برف به حدی زیبا بود که انسان را به یاد خدا و نعمتهای بیکرانش می انداخت. تعدادی دیگر نیز در مسیر از ما جدا شده وبا یکی از سر پرستها به پایین برگشتند وتعداد 25 نفر به قله رسیدیم وخدا را شکر کردیم. در انجا چند گروه کوهنوردی دیگر نیز بودند که میشناختیم ودیدار ها تازه شد. ساعت 14 به سمت پایین حرکت کردیم ومقداری از مسیر را با سر خوردن روی برفها سرعت بخشیده ولذت بردیم. ساعت 16 به بقیه پیوسته وپس از خوردن ناهار وچای اتیشی ساعت 18 به سمت اصفهان حرکت کرده ساعت 30/20 به اصفهان رسیدیم و همگی به سلامتی وشادی وخاطره ای دیگر به سمت خانه ها رفتیم.

نوشته شده توسط سیامک استکی در 15:13 |  لینک ثابت   •